نگاه نو فردای روشن در تعلیم و تربیت
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩   کلمات کلیدی: دانشگاه آزاد اسلامی اسدآباد ،محمدی ندیم

بسم الله النور
سلام بر دوستان بازدید کننده
خوش آمدید

این وبلاگ مکانی است که دوستان بازدید کننده می توانند ایده ها وطرح های خود در باره ی آخرین تحولات در امور آموزش وپرورش و یاددهی یادگیری را طرح کرده و با هم به تبادل نظر بپردازند
موضوعات زیرهم می تواند موارد خوبی برای تبادل نظر باشد

مکاتب تربیتی دنیا
فلسفه تعلیم وتربیت در مکاتب مختلف
روش های نوین یاددهی -یادگیری
بررسی موانع و مشکلات آموزش وپرورش وراه حل ها
بررسی آموزش و پرورش کشورهای مختلف
نقد تحولات در آموزش و پرورش کشور

ضمنا جهت استفاده دانشجویان محترم ومعلمان فرهیخته مطالبی در حد بضاعت در وبلاگ قرار می دهم امید است مقبول افتد


<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:"B Yagut"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face {font-family:Calibri; mso-font-alt:"Century Gothic"; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:Calibri; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-language:FA;} h1 {mso-style-link:" نویسه نویسه5"; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; mso-outline-level:1; font-size:24.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:FA; font-weight:bold;} h2 {mso-style-link:" نویسه نویسه4"; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; mso-outline-level:2; font-size:18.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:FA; font-weight:bold;} p.MsoFooter, li.MsoFooter, div.MsoFooter {mso-style-link:" نویسه نویسه"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; tab-stops:center 225.65pt right 451.3pt; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:Calibri; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-language:FA;} a:link, span.MsoHyperlink {color:blue; text-decoration:underline; text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed {color:purple; text-decoration:underline; text-underline:single;} p {mso-style-noshow:yes; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:FA;} span.5 {mso-style-name:" نویسه نویسه5"; mso-style-locked:yes; mso-style-link:"سرفصل 1"; mso-ansi-font-size:24.0pt; mso-bidi-font-size:24.0pt; mso-font-kerning:18.0pt; mso-ansi-language:EN-US; mso-fareast-language:EN-US; mso-bidi-language:FA; font-weight:bold;} span.4 {mso-style-name:" نویسه نویسه4"; mso-style-locked:yes; mso-style-link:"سرفصل 2"; mso-ansi-font-size:18.0pt; mso-bidi-font-size:18.0pt; mso-ansi-language:EN-US; mso-fareast-language:EN-US; mso-bidi-language:FA; font-weight:bold;} span.mw-headline {mso-style-name:mw-headline;} span.a {mso-style-name:" نویسه نویسه"; mso-style-locked:yes; mso-style-link:"پا نویس"; mso-ansi-font-size:11.0pt; mso-bidi-font-size:11.0pt; font-family:Calibri; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial; mso-ansi-language:EN-US; mso-fareast-language:EN-US; mso-bidi-language:FA;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:3.0cm 3.0cm 3.0cm 3.0cm; mso-header-margin:35.45pt; mso-footer-margin:35.45pt; border:double windowtext 4.5pt; mso-border-top-alt:thin-thick-small-gap; mso-border-left-alt:thin-thick-small-gap; mso-border-bottom-alt:thick-thin-small-gap; mso-border-right-alt:thick-thin-small-gap; mso-border-color-alt:windowtext; mso-border-width-alt:4.5pt; padding:24.0pt 24.0pt 24.0pt 24.0pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

آموزش و پرورش در ایران

تاریخ آموزش و پرورش در ایران به دوران‌های باستانی و آریاییان نخستین می‌رسد.

آموزش در ایران باستان

<!--[if !vml]--><!--[endif]-->نوشتار اصلی را بخوانید: آموزش در ایران باستان

در دوران هخامنشی، آموزش رسمی ویژهٔ روحانیان زرتشتی (موبدان)، شاهزادگان و دولت‌مردان بود. اما چون در آیین زرتشت آموزش و پرورش به مانند زندگی مهم شمرده شده بود، مردم ایران به پیروی از گفتار حکیمانهٔ زرتشت، یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، اخلاق و مهارت‌های سودمند را به فرزندان خود آموزش می‌دادند. در آن زمان آتشکده‌ها جایگاه رسمی آموزش بودند و موبدان علاوه بر درس‌ها مذهبی، پزشکی، ریاضی و اخترشناسی نیز درس می‌دادند.

نخستین دانشگاه

آموزش عالی در ایران

در دورهٔ ساسانی فرهنگ و تمدن ایرانی به شرق و غرب گسترش یافت. اما هنوز هم آموزش به گروهی خاص محدود می‌شد. در این دوران مهم‌ترین مرکز علمی و آموزشی دوران باستان، دانشگاه گندی‌شاپور، در شهر گندی شاپور به وجود آمد. این شهر را شاپور ساسانی بنیان نهاد و تا حدود قرن چهارم پس از اسلام آباد بود. در دانشگاه گندی شاپور دانشمندان ایرانی در کنار دانشمندان هندی، یونانی و رومی به فعالیت علمی و بحث و گفت و گو مشغول بودند. وقتی مدرسهٔ آتن در سال 529 میلادی بسته شد، بسیاری از دانشمندان یونانی به گندی شاپور مهاجرت کردند. در زمان خسرو انوشیروان بیمارستانی در این شهر ساخته شد و آموزش طب ایرانی، یونانی و هندی رونق گرفت.

آموزش در دوران قاجار

در دوران قاجار جنگ‌های ایران و روس رخ داد که با شکست ایرانیان و از دست رفتن بخش‌های زیادی از ایران همراه بود. البته ان شکست دردناک باعث شد که دولت‌مردان دلسوز و فرهیختگان جامعهٔ آن روز به علت شکست ایرانیان آگاه شوند که همانا بی‌خبری از دانش و فن آن روزگار بود. از این رو، در سال 1231 هجری قمری، 5 نفر دانشجو به انگلیس فرستاده شد؛ نخستین چاپخانهٔ سربی در 1227 هجری قمری در تبریز به کار افتاد؛ نخستین روزنامه را میرزا صالح، از دانشجویان فرستاده شده به انگلیس، به نام کاغذ اخبار در 1253 هجری قمری منتشر کرد؛ و نخستین مدرسه به شیوهٔ امروزی با همت میرزا حسن خان رشدیه در 1254 هجری قمری در ارومیه و در سال بعد در تبریز کار خود را آغاز کرد.

بنیان‌گذاری دارالفنون

دارالفنون مرکز آموزشی دانش و فن نوین بود که در سال 1231 هجری شمسی با تلاش میرزا تقی‌خوان امیرکبیر در تهران بنیان‌گذاری شد. نخستین معلمان این مدرسه، اروپایی و بیش‌تر اتریشی بودند. نخست صد نفر فراگیر از میان فرزندان اشراف و بزرگان دولتی برای تحصیل در آن انتخاب شدند که در رشته‌های نظامی، پزشکی، داروسازی، معدن و مهندسی به تحصیل مشغول شدند. دارالفنون آزمایشگاه فیزیک، شیمی و داروسازی و کارخانهٔ شیشه و بلور و شمع‌سازی و چاپ‌خانه داشت و فراگیران علاوه بر مطالعهٔ نظری، به فعالیت‌های عملی نیز می‌پرداختند. برای مثال، مسیو کرشیش اتریشی، که معلم توپخانه و ریاضی بود، به کمک دانش‌جویان خود دستگاه فرستندهٔ تلگراف ساخت که آغازی برای گسترش ارتباط از راه دور در کشور بود.

آموزش و پرورش نوین

در بیش‌تر کشورها، گذراندن دورهٔ مقدماتی برای کودکان پنج و شش ساله و گذراندن دورهٔ متوسطه برای نوجوانان سیزده ساله اجباری است. در بسیاری از کشورها حضور دانش‌آموزان پس از یازده‌سالگی در مدرسه‌ها کم می‌شود؛ البته، آموزش تا بزرگ‌سالی در دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها و مرکز های آموزش مهارت‌های عملی ادامه می‌یابد. با وجود این هنوز میلیون‌ها نفر در دنیا از مهارت‌های ابتدایی خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند. بر اساس قانون اساسی ایران، آموزش و پرورش برای همهٔ کودکان و نوجوانان ایرانی تا دورهٔ متوسطه رایگان است و دولت وظیفه دارد امکان تحصیل را برای همگان فراهم سازد. نظام آموزشی ایران دارای دورهٔ ابتدایی(پنج سال) دوره‌ی راهنمایی (سه سال) دوره متوسطه( سه سال) و دورهٔ پیش دانشگاهی است. علاقه‌مندان به کارهای عملی و فنی نیز می‌توانند مهارت های لازم را در مدرسه‌ها و آموزشگاه‌های کارو دانش بگذرانند. دانش‌آموختگان دوره پیش‌دانشگاهی در صورت موفقیت در آزمون‌های سراسری، به دانشگاه وارد می‌شوند.

وزارت آموزش و پرورش ایران

وزارت آموزش و پرورش یکی از وزارت‌های موجود در تقریباً همه کشورها است. این وزارتخانه مسئول تمامی امور آموزشی شهروندان از سنین پایین تا سنین بالا است. در برخی کشورها امر پژوهش نیز در حیطه کار وزارت آموزش و پرورش قرار دارد ولی در برخی کشورها وزارتخانه جداگانه‌ای برای امور پژوهشی تشکیل داده‌اند.

در کشور ایران این وزارت خانه وظیفه آموزش رایگان همه افراد را در مقاطع دبستان، راهنمایی، متوسطه و پیش دانشگاهی را دارد.

معاونت‌ها

۱- برنامه ریزی و توسعه مدیریت

۲- آموزش‌های نظری و مهارتی

۳- آموزش عمومی

۴- مشارکت‌های مردمی

۵- تربیت بدنی و تندرستی

۶- مجلس و امور حقوقی

۷- معاونت پرورشی

سازمان‌ها

۱- سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در تاریخ نهم تیر ماه ۱۳۰۸،بنا به تصویب هیات دولت،چاپ و تالیف کتاب‌های درسی دوره ابتدایی در انحصار دولت قرار گرفت و به عهده «ادارهی امتحانات و برنامه‌ها »گذاشته شد. این فعالیت در سال ۱۳۳۴ در قالب «ادارهی کل مطالعات و برنامه هاً،با حضور و مدیریت پنج مستشار خارجی»،آغاز شد. در سال ۱۳۴۶،«سازمان کتاب‌های درسی»تاسیس شد. در تاریخ ۱۲ تیر ماه ۱۳۵۵،و با تصویب مجلس‌های شورای ملی و سنا «سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی»ایجاد شد. در سال ۱۳۵۶،سازمان کتاب‌های درسی با سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی ادغام شد. در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۵۸،با تصویب «شورای انقلاب اسلامی»نام سازمان به«سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی» تغییر یافت

 

 

 

نقدی بر آموزش و پرورش در ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اکنون بیش از یک قرن است که جوامع غربی با اتکا به نظام آموزش و پرورش دنیای مدرن سرگرم تربیت " متخصصیند" و دستور کارشان هم نسبتأ سر راست است . چند سالی آموزش عمومی ، سواد آموزی ، آموزش شیوه علمی نگریستن به دنیا ، اعزاز علم و دموکراسی به عنوان ستونهای دنیای مدرن و انتقال حس احترام نسبت به سرزمین آباء و اجدادی ، چند سالی هم آموزش تخصصی فنون ، علوم وهنرها . چند سال اول به طور خاص در خدمت پرورش سیاسی است و برای تحقق حس همبستگی و جامعه پذیری و چند سال دوم به طور خاص در خدمت نهاد اقتصاد است و برای تداوم چرخه تولید و آفرینش اقتصادی ، فرهنگی .این فرایندها حاصل تغذیه دائم اجتماع توسط نیرو های متخصص و توانمندی است که نظام آموزش و پرورش به جامعه تزریق می کند.

اما متفکرین غرب از وبر تا ایلیچ از آنچه نظام آموزشی غرب موفق به انجام آن شد با اندوه و انزجار یاد می کنند . وبر سیستم آموزش و پرورش را نهایتأ در  مقام  نظامی بوروکراتیک که سرگرم تربیت بوروکرات ها یا به عبارت دیگر ، سرگرم پرورش زندانی های آینده قفس عقلانیت است می بیند و ایلیچ تأکید می کند که سیستم قبلی جز تربیت انسانی که ارزشهای نظام موجود را پاس می نهد و نابرابری های آن را باز می آفریند کاری نمی کند . هر دوی این بزرگان افسوس میخورند که شاهد نظامی هستند که در نهایت انسانهایی را برای "گنجاندن" در نقشها و موقعیت های موجود پرورش می دهد به جای آنکه به آنها فرصت دهد که خود نقش خود و شخصیت خود را بیافرینند و قوای مکنونه در وجود خویش را پرورش دهند .

در مقایسه با نظام آموزش و پرورش غربی ، نظام آموزش و پرورش ما نظامی است آکنده از ابهامات و تناقضات . چند ساله نخست به انتقال ارزشهایی می پردازد که آکنده از تناقض است : احترام به علم و انکار آن ، ترویج وحدت و همبستگی ملی حین زیر پا گذاشتن آن ، تبلیغ محبت و انسانیت همگام با ترویج نفرت و خشم ، مناقب دوستی و صلح طلبی همراه با آموزشهای دفاعی و شعار هایی که دائمأ مضمون مرگ و بیزاری و نابودی را القا می نماید . این دوگانگی ها همزمان حاصل  ابهامات اخلاقی ، اجتماعی حاکم بر جامعه است که خود ناشی از دوران گذار از ساختار سنتی به سمت ساختاری مدرن ومترقی می باشد. چند ساله دوم به تربیت متخصصینی تخصیص یافته که عمومأ از جذب شدن به بازار کار در زمینه تخصص خود باز می مانند و از سابقه آموزشی خود به عنوان ابزاری برای کسب منزلت اجتماعی استفاده نمی برند . مهندسی که در نانوایی کار می کند ، فلسفه دانی که در یکی از سازمانهای دولتی به باغبانی مشغول است ، انواع و اقسام کارشناسان ( لیسانس) ادبی ، علوم اجتماعی ، تغذیه ، روانشناسی و که به مسافر کشی ، دفتر داری ، تحصیل داری و کاسبی و صدها شغل دیگر که احتیاج به چنین تحصیلاتی ندارد مشغولند نمونه هایی از این واقعیت هستند . در واقع در مقایسه با جوامع غربی ، نظام آموزش و پرورش ما در امر باز آفرینی فرهنگی ، جامعه پذیری ،گزینش و تخصیص ، همه و همه ناتوان است . شاید از نظر وبر و ایلیچ این فرصتی است مغتنم که نصیب ما شده است چون ما سیستمی داریم که اگربخواهیم جان کلام را بگوییم کار نمی کندو کنار گذاشتن آنچه کار نمی کند معمولأ آسان تر از کنار گذاشتن چیزی است که کار می کند و خوب هم کار می کند هر چند که کار خوبی نمی کند . اما برای جایگزین کردن این کشتی به گل نشسته با نظامی کارآمد نخست ،باید تکلیفمان را با خود روشن کنیم . چه ارزشهایی را می پرستیم ؟ انسانیت ، دموکراسی ، عقل و خرد ؟ یا سنت ، استبداد ، خرافات؟ می خواهیم کودکانمان چگونه پرورش یابند؟ خلاق ، آزادمنش ، شجاع ؟ و یا متحجر ، مقلد و مطیع ؟ آنگاه که تناقضات حاکم بر ارزشهای خود را به حداقل رساندیم زمان آن است که به طرح آموزشی نویی همت گماریم . نظامی که دموکراتیک باشد چون می خواهد دموکراسی را ترویج کند ، خلاق باشد چون می خواهد خلاقیت را بیاموزد ، علمی باشد  چون علم را ارج می نهد ، پویا باشد چون به فرداهای زیبا تر ایمان دارد . در واقع ارزشهای حاکم بر این سیستم جلوه همه ارزشهایی خواهد بود که ما از برای دنیا اراده کرده ایم . اما واقعأ چگونه می توان نظامی دموکراتیک ، خلاق ، علمی و پویا ساخت ؟ شاید رعایت چند اصل زیر ما را در این راستا کمک کند :

1-  بگذاریم کودکانمان در تعین آنچه می خواهند بیاموزند صاحب نقش باشند.

2- اجازه دهیم تنوع فرهنگهای مختلف جامعه ما در نظام آموزشیمان انعکاس یابد .

3-  "حقیقت جویی " را ترویج کنیم نه " حقیقت " را .

4- مدرسه را بستر انتقال ارزشهای والای انسانی کنیم نه جایی برای پایمال شدن آنها .  ارزشهایی چون نوع دوستی ، تعاون وتعاضد ، همدلی و همدردی ، احترام به قانون و قانون مند بودن ، تفهیم ارزش علم و معرفت و کسب دانش به جای مدرک طلبی و مدرک جویی .

5- وظیفه انتقال فرهنگ را به شایسته ترین ها بسپاریم نه به کسانی که از ناچاری سر از تربیت معلم در آورده اند یا بنا به سهمیه فلان گروه و توصیه بهمان مدیر و رئیس باید به کار آموزش پردازند .

جدأ ایمان دارم اگر اینگونه کودکانمان را تربیت کنیم در فاصله یک نسل جامعه ای بسیار توانمند خواهیم داشت . آموزش و پرورش ، تعلیم ریاضی ، فیزیک و شیمی و کامپیوتر  نیست . تربیت انسانی است که خالق همه اینهاست و جامعه ای که بستر ظهور این انسان است .